مردی از قم، مردم را به حق فرا میخواند و گروهی چون پارههای آهن [ استوار]، پیرامون او گرد میآیند.
رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الحَدیدِ.
بحارالأنوار، جلد 57، صفحه 216

روز عید غدیره
حیدر دیگه امیره
بچه شیعه میخنده
یه عهدی رو میبنده
میگه امام زمانم
من با شما میمانم

پدرم امام باقر عليه السّلام به من فرمود: اى جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان كن كه به مدّت ده سال در (منا) در ايام حجّ، بر من نوحه خوانى و سوگوارى كنند.


1394/09/02